ما نباید بمیریم، رویاها بی مادر می شوند...
من ذوق دارم برای پاییز... ذوق دارم برای غمِ شیرینی که وسط خیابانهای پاییز گلوی آدمی را میگیرد.
من ذوق دارم برای عمق نگاه آدمها در پاییز، عمق حرفها، احساسات، رفتارها... من ذوق دارم برای حال و هوای کافهها در پاییز. من ذوق دارم برای سرمای دلانگیزی که آدمی را به سمت آغوش عزیزی هدایت میکند. آدمها در این فصل معصوم میشوند و دلشان پناه میخواهد. پناهِ روزهای پاییزیِ هم باشیم. امن باشیم برای احساسات هم که آدمها در فصل پاییز در شکنندهترین حالات جهانشان قرار دارند. من ذوق دارم برای پاییز، برای شکننده بودن، بغض کردن، حال و هوای دیگری داشتن و برای هر مسئلهی کوچکی گریستن...
برچسب:
نویسنده: ترانه قنبری
ذوق دارم برای پاییز...