همه چیز را نمیشود فریاد زد!!!
-
تاریخ: 1405/6/13 ساعت: 16:50
※♥مینیمال هایی برای زندگی♥※ ما نباید بمیریم، رویاها بی مادر می شوند... همه چیز را نمیشود فریاد زد!!! *ماشین جلویی خیلی آهسته پیش میرفت و با اینکه من مدام بوق میزدم، به من راه نمیداد...!!*داشتم خونسردیم را از دست میدادم که ناگهان چشمم به نوشته کوچکی روی شیشه عقبش افتاد:*"راننده ناشنواست، لطفا ...
میخواستم یلدا داشته باشیم بدون غم و اندوهی
-
تاریخ: 1405/6/13 ساعت: 16:50
ما نباید بمیریم، رویاها بی مادر می شوند... میخواستم یلدا داشته باشیم بدون غم و اندوهی... میخواستم یلدا داشتهباشم، انار دانه کنم بریزم توی کاسهی سفالی و چای دم کنم توی قوری مسی و پسته و آجیل بریزم توی پیالههای بلور، که یادم افتاد تو دیگه نیستی...میخواستم غروب آخرین روز پاییز، پایان کار غصههاما...
مهم است که
-
تاریخ: 1405/6/13 ساعت: 16:50
ما نباید بمیریم، رویاها بی مادر می شوند... مهم است که... دعا میکنم کنار کسانی باشی که قدر تو را بدانند... که رنج عظیمیست برای آدمیزاد؛ اینکه جایی باشد و کنار کسانی، که دائما به او ایراد میگیرند و زبان و نگاه و رفتارشان به تحسین و اشتیاق و قدردانی باز نمیشود، خستگیِ همه چیز به تن آدم میماند!بای...
ذوق دارم برای پاییز
-
تاریخ: 1405/6/13 ساعت: 16:50
ما نباید بمیریم، رویاها بی مادر می شوند... ذوق دارم برای پاییز... من ذوق دارم برای پاییز...ذوق دارم برای غمِ شیرینی که وسط خیابانهای پاییز گلوی آدمی را میگیرد. من ذوق دارم برای عمق نگاه آدمها در پاییز، عمق حرفها، احساسات، رفتارها...من ذوق دارم برای حال و هوای کافهها در پاییز.من ذوق دارم برای سر...
صبورتر باشیم
-
تاریخ: 1405/5/9 ساعت: 20:20
درست مانند ظرفی که کمآب شده و روی شعله، زود جوش میآید؛پیمانهی طاقتمان ته کشیده و زود به نقطهی جوش میرسیم، زود صبرمان تمام میشود و زود مرز استیصال و خشم را رد میکنیم.از دور تمام پیمانهها شبیه به همند،از دور همه چیز طبیعیستو تمام آدمها در برابر رنجها و مصائب زندگی صبورند و آرام!باید نزدیکت...
همه چیز را نمیشود فریاد زد
-
تاریخ: 1405/5/9 ساعت: 20:20
*ماشین جلویی خیلی آهسته پیش میرفت و با اینکه من مدام بوق میزدم، به من راه نمیداد...!!*داشتم خونسردیم را از دست میدادم که ناگهان چشمم به نوشته کوچکی روی شیشه عقبش افتاد:*"راننده ناشنواست، لطفا صبور باشید..!"*مشاهده این نوشته همه چیز را تغییر داد...!!بلافاصله آرام گرفتم، سرعتم را کم کرده و چند ...
میخواستم یلدا داشته باشیم بدون غم و اندوهی...
-
تاریخ: 1405/5/9 ساعت: 20:20
میخواستم یلدا داشتهباشم، انار دانه کنم بریزم توی کاسهی سفالی و چای دم کنم توی قوری مسی و پسته و آجیل بریزم توی پیالههای بلور، که یادم افتاد تو دیگه نیستی...میخواستم غروب آخرین روز پاییز، پایان غصههامان باشد و یلدا، یک دقیقه خوشبختیِ بیشتر. میخواستم هندوانه قاچ کنم و از سرخی و شیرینی و جسارتش...
مهم است که...
-
تاریخ: 1405/5/9 ساعت: 20:20
دعا میکنم کنار کسانی باشی که قدر تو را بدانند... که رنج عظیمیست برای آدمیزاد؛ اینکه جایی باشد و کنار کسانی، که دائما به او ایراد میگیرند و زبان و نگاه و رفتارشان به تحسین و اشتیاق و قدردانی باز نمیشود، خستگیِ همه چیز به تن آدم میماند!باید جایی باشی که مشتاق تو باشند. باید کنار کسانی روزگار بگذ...
ذوق دارم برای پاییز...
-
تاریخ: 1405/5/9 ساعت: 20:20
من ذوق دارم برای پاییز...ذوق دارم برای غمِ شیرینی که وسط خیابانهای پاییز گلوی آدمی را میگیرد. من ذوق دارم برای عمق نگاه آدمها در پاییز، عمق حرفها، احساسات، رفتارها...من ذوق دارم برای حال و هوای کافهها در پاییز.من ذوق دارم برای سرمای دلانگیزی که آدمی را به سمت آغوش عزیزی هدایت میکند.آدمها در ...
دوباره میرسد بهار...
-
تاریخ: 1401/9/29 ساعت: 17:59
روزی دوباره جمع خواهیم شدو تمام شادی های به تعویق افتاده مان رامیان حنجره ی این شهرفریاد خواهیم زد.روزی کنار برج آزادیقرار خواهیم گذاشتو کبوترهای غمگینِ در قفس مانده راآزاد خواهیم کرد....برچسبها: دل نوشتهAdblock test (Why?)
دلم اناری شکسته است...
-
تاریخ: 1401/9/29 ساعت: 17:59
من جای ماهیان تشنهی ساحل گریستمخشمی عمیق در سر و بر دل، گریستم...دزدان و قاتلان به صدارت نشستهاندمن بهر این سیاست باطل گریستم ...#نرگس_صرافیان_طوفانچه جوانان رعنایی رو داریم از دست میدیم.یکی از یکی زیباتر، مستعدتر، حیفتر...#حمیدرضا_روحیAdblock test (Why?)
و خدایی که...
-
تاریخ: 1401/9/29 ساعت: 17:59
دوست دارم گهگاه گم شوم مثل پرندههای پاییز،میخواهم میهنی تازه بیابمغیر قابل دسترسو خدایی که مرا تعقیب نکند و سرزمینی که دشمنم نباشد ...برچسبها: نزار قبانیAdblock test (Why?)